سی یا 100

می­ آئیم به کاندیدای مورد نظر شما رای می­ دهیم و او رای می­ آورد و شما بالا می­ روید

می­ آئیم و شما به ما رای نمی­ دهید، و ما می­ مانیم

چون آنقدر احمق بوده­ ایم که به کاندیدای مورد نظر شما رای داده­ ایم

چه بازی کثیفی است سیاست.

* در حاشیه تبلیغات یکی از هواداران.

پاسخ به یک نامۀ اداری

سلام علیکم

این جانب صرفا نظرات شخصی خود را به عنوان یک آشنای با امور ...... و جهت تمدد خاطر دوستانی چند ابراز می­ دارم و امیدوارم برداشتهای حقوقی و مغرضانه از آن صورت نگیرد و به عنوان سندی بر له یا علیه بنده سوء استفاده نشود:

این مسئله لازم است از زوایای متعدد بررسی گردد:

نخست مبحث شکل­ گیری این ایده: در اساس این ایده از آن جهت شکل گرفته که همکاران محترم احساس عدم امنیت کاری دارند و این امر به واسطه نبود امنیت شغلی کلی در تمام مجموعه است که خود منجر به آسیب به عملکرد کلی مجموعه گردیده است یعنی به جای این که کارکنان در بالاترین سطح از هرم مزلو به فکر تعالی خود و سازمان باشند در پائین ترین سطح از هرم مزلو تلاش می کنند تنها بقای خود در سیستم را حفظ کنند که این منجر به افول روز افزون سیستم می گردد. پس بهتر است به جای اینگونه تغییرات در اساس فکری به حال امنیت شغلی همکاران نمود.

اما در مرحله بعد آنگونه که در نوشتار مدیرمحترم .......  و تنی چند از همکاران مشاهده نمودم این فرایند در .......  دیگر به شکست انجامیده است و بنابراین آزموده را آزمودن خطاست.

اما  زمانی که هدف بر کارکردن و تعالی سیستم قرارگیرد ان شا الله چندان تفاوتی نمی کند که کجا خدمت کنیم و تحت امر چه کسی باشیم به قول حضرت حافظ:ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی برکند, چون تو را نوح است کشتیبان ز طوفان غم مخور اما با توجه به شرایط حال حاضر و باز هم به قول حضرت حافظ: شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین حائل ...

الله اعلم ....

نهایتا هر چه پیش آید خوش آید و چون بنده در این خصوص تصمیم گیرنده  نیستم این بار به قول حضرت سعدی: چه کنند اگر تحمل نکنند زیردستان. تو هر آن ستم که خواهی بکنی که پادشایی.

فقط با توجه به اینکه انجام بسیاری از امور در مرکز ......  نیاز به هماهنگی با مسئولان بالادستی دارد و کار خلق الله بر زمین مانده خواهشمند ام در اسرع وقت مشخص گردد که به قول سرکار خانم سیمین دانشور: به کی باید سلام کنم.

اجرکم عندالله من الله توفیق

* دوستان عبارات قرمز را داشته باشید و اگر بنده را ندیدید حلال بفرمائید.

چه کنم ادبیاتی و زبان تند و تیز و .....

به نظر شما با این نامه ای که ارسال کردم چی میشه؟

1) اخراج میشم

2) به زودی رئیس میشم

3) تا آخر عمرم همینی که هستم میمونم

4) اصلا از صفحۀ روزگار محو میشم

عدد گزینه مورد نظر را به خودتون پیامک کنید تا درس عبرتی باشد برای آیندگان

دور، نزدیک

ماه کنعانی من،

تو به من نزدیکی

من خودم اما!!!

در خودم مهجورم

با تو و نزدیکی

ای بسا من دورم

می رسم اما زود

اندکی صبر ولی

تا کجا باید رفت؟؟؟

خبری از ره نیست

در دلم اما

هاتفی می گوید

مقصدت این راه است

سبز بیا

سبز بزی

سبز بمان

سبز برو.

                      م.مهتاب

یه حس خوب

چه خوش است حالم امشب که تو را به یاد دارم

چه  شود  اگر  بیایی   به   شبم   که   تاب  دارم

                                                        م.مهتاب


کسی فکر نمی کند، وقتی اختلاف نظری نیست.

م.مهتاب

در سرا پرده عشاق مرا راه دهید

بر سر خم قدحی باده همراه دهید

مطربی را که مرا از اَلم آزاد کند

بنشانید و بدو تاج جهان شاه دهید

خشکی این شب سرمازده و برف سپید

شعر تر می طلبد مشربه بر ماه دهید

م.مهتاب

آدمهای بزرگ ، اندیشه های بزرگ و دنیای بزرگ

آدمهای کوچک ، اندیشه های کوچک و دنیای کوچک

تیک تاک تیک تاک

وسوالی که ذهن را مشغول کرده است:

کدام بنده دیگری هستیم؟ من ، زمان؟!

هر روز را باید رنگی دگر داد

تا دفتر نقاشی زندگیمان سیاه و سفید نشود

ماهی ها(بچه های عزیز من)